سه شنبه 22 / 6 / 1393برچسب:, :: 23:56 :: نويسنده : sahar
آغوشی باش و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن ، بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود ، فقط نگاه باشد و نفس ، زندگی آنقدرها دوام نمی آورد ،
همین حالا هم دیر است..! نظرات شما عزیزان:
شده دنیام پر از پوچی-شده هم مرز تن پوشم
دل می خواست تو هم پیشم باشی- تو این دلتنگیم پیشم ![]() حسین
![]() ساعت0:35---23 شهريور 1393
تو آرومی
تو دریایی تومغروری تو آتیشی من از چشم تو میخونم که داری عاشقم میشی تو آرومی تو دریایی هنوزم شکل رویایی به چشمات خیره میمونم تا وقتی که تواینجایی چه جوری شد نمیدونم ولی با من مدارا کن منو تو خواب و بیداری توی رویا پیدا کن چه جوری شد نمیدونم ولی حرفی بزن با من که حس تازه تر میخوام شبیه حس برگشتن چه جوری شد نمیدونم چه جوری شد نمیدونم بدون تو نمیتونم بدون تو نمیتونم ![]()
![]() |