یک شنبه 7 / 9 / 1393برچسب:, :: 11:19 :: نويسنده : sahar
اینکه با دختره صحبت کنه... بعد از یک ماه پسره مرد........... وقتی دخترک به خونه اون رفت تا ازش خبر بگیره مادر پسره گفت که اون مرده و دخترک رو به اتاق پسرش برد. دختره دید که تمام سی دی ها باز نشده...گریه کرد تا مرد.......... اما میدونی چرا اون گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقونه رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسره میداد..................... نظرات شما عزیزان: حسین
![]() ساعت8:00---11 آذر 1393
بازشبا دست ب دعا نگام ب اسمون هاست باز دعای سحرم خداخداخدایاست وای هنوزیادمه اون شبای انتظارم وای نگوگریه نکن ی عمربی قرارم
![]()
![]() |